
در خواب ناز بودم شبی .... دیدم کسی در می زند .....
در را گشودم روی او .... دیدم غم است در می زند ....
ای دوستان بی وفا .... غم با این همه بیگانگی ...
هر شب به ما سر میزند .
فراموش نکن که تو برای دنیا یک نفر هستی .....
اما اینو خوب بدون که برای یک نفر همه ی دنیا هستی
همیشه وقتی گریه می کنی اونی که آرومت میکنه دوستت داره
اما اونی که با تو گریه میکنه عاشقته
چرا وقتی بارون میگیره دل آدما میگیره
اما وقتی دل آدما میگره بارون نمی گیره؟
اگه یه روز رفتی و دیگه بر نگشتی
بهت قول نمیدم منتظرت بمونم
اما ازت میخوام هر موقع بر گشتی
یه شاخه گل روی قبرم بزار
از من پرسید عشق چیست ؟ گفتم : عطش
گفت: آنرا دیده ای ؟ گفتم نه در آن سوخته ام
گل عشق تو هستم شبنمم باش ....
دلم دنیای زخمه مرحمم باش .... ز درد بی کسی قلبم
شکسته .... به شهر بی کسی ها همدمم باش
عشق امانت با ارزشي ست که هر کسي تو قلبش ميزاره
براي همينه که هر وقت بخواي
عشقت رو از کسي پس بگيري بايد قلبشو بشکوني.
مي خواستم واسه از دست دادنت گريه کنم
ولي ديدم تمام اشکهايم را
براي به دست اوردنت ريخته بودم
هر وقت دل شکستي يه ميخ به ديوار بکوب
و هر وقت دل به دست آوردي يه ميخ از ديوار در بيار
اما بدون جاي ميخ هميشه مي مونه.
هر کس بد ما به خلق گويد ما سينه او نمي خراشيم
ماخوبي او بلند گوييم تا هر دو دروغ گفته باشيم.
مارا یک دل از خوبان جدا نیست ..
ولی صد حیف خوبان را وفا نیست ....
به دوستان دل سپردن کار سهل است ...
زدوستان دل بریدن کار ما نیست ....
گفتی که مرا دوست نداری گله ای نیست ....
بین من و عشق تو فاصله ای نیست ....
رفتی تو ، خدا پشت و پناهت .....
بگذار بسوزد دل من مساله ای نیست.
یا من زنده نیست ...
یا زندگی همین است ....
گرزندگی همین است ...
بر مرگ آفرین باد
چندی است که بیمار وفایت شده ام ....
در بستر غم چشم به راهت شده ام ....
این را تو بدان اگه بمیرم روزی ....
مسئول تویی که مت فدایت شده ام ..
همیشه غمگین ترین و رنجورترین
لحظه ی زندگی آدم توسط کسی ساخته میشه
که شیرین ترین و به یاد ماندنی ترین لحظه
زندگیت را برایت ساخته است.
به چشمانت بیاموزکه هر کس ارزش دیدن ندارد.
دوست داشتن دل میخواد نه دلیل ....
دوست دارم از ته دل بی دلیل.
ميگي گل رو دوست داري ولي ميچينيش...
ميگي بارون رو دوست داري ولي با چتر ميري زيرش...
ميگي پرنده رو دوست داري ولي تو قفس ميندازيش...
چه جوري ميتونم نترسم وقتي ميگي دوستم داري
رسم زمونه : تو چشم ميذاري من قايم ميشم .........
اما تو يكي ديگه رو پيدا ميكني
آسمون به ماه ميگه :عشق يعني چي
ماه ميگه يعني بودن درآغوش تو
ماه ميگه: توبگو عشق يعني چي
آسمون ميگه انتظار ديدن تو
قلبم رو شكستي
ولي من بيشتر از قبل دوستت دارم ميدوني چرا
چون حالا هر تيكه از قلبم تورو جداگونه دوست داره
اگه تونستی پر کلاغ ها رو سفید کنی
برف رو سیاه کنی
یه بوسه به آتش بزنی
یه نفس عمیق زیر آب بکشی
اون موقع من می تونم تو رو فراموش کنم
پروانه به شمع بوسه زد و بال و پرش سوخت
بيچاره از اين عشق سوختن آموخت
فرق منو پروانه در اينست
پروانه پرش سوخت ولي من جگرم سوخت
عشق مثل يک ساعت شني مي ماند
همزمان که قلب را پر مي کنذ مغز را خالي مي کند!
به خدای عاشقان سوگند
که اگر بدانم که دو سم نداری گریه نمی کنم
بلکه آرزو می کنم کسی را دوست بداری
که دوستت نداشته باشد.
غرورت را به خاطر دل کسی بشکن ...
ولی هیچ وقت دل کسی را که دوستش داری
به خاطر غرورت نشکن
عاشقانت همه نام و نشانی دارند ....
آنکه در عشق تو بی نام و نشان است منم
روز اول اتفاقی دیدمت .....
روز دوم الکی چشم به چشت افتاد .....
هفته بعد دزدکی نگاهت کردم.....
ماه بعد شانسی به دلم نشستی .....
حالا سالهاست که یواشکی دوست دارم....
کاش می شد بوسه بارانت کنم ....
جان عشق را به قربانت کنم .....
ای که دور از من در قلب منی .....
با وفا باش که دنیای منی ...
می روم تا بخوابم که شاید تو را در خواب ببینم....
اگر تو را در خواب دیدم ...
فرداشب زودتر می خوابم تا تو را بیشتر در خواب ببینم
و اگر بدانم مردگان هم خواب میبینند ....
میمیرم تا همیشه تو را ببینم.
گرچه از دوری این فاصله ها مایوسم....
از همین فاصلهی دور تو را می بوسم.
اگر رفتم تو یادم کن ...
اگر مردم تو خاکم کن ...
اگر ماندم به مهر خود شادم کن.
من آهنگ غریب روزگارم....
غم در انتهای سینه دارم ....
تمام هستیم یک قلب پاک است ....
که آن را زیر پایت می گذارم.
فکر نکن که هرکی به یادته خیلی دوست داره ...
اینو بدون که هر کی دوست داره خیلی به یادته
هر وقت دل تنگ ميشم پشت در قلبت هي در مي زنم
، پس هر وقت قلبت ميزنه بدون دلم برات تنگ شده
اگر چشمم تو رو خواست قول میدم چشممو ببندم .....
اگه زبونم تو رو خواست قول میدم گازش بگیرم ......
ما اگه دلم تو رو خواست چی کارش کنم
غروب بود
آفتابگردان به دنبال خورشيد مي گشت
ناگهان ستاره اي چشمک زد
آفتابگردان با اخم سرش را به زير انداخت...
گل ها هرگز خيانت نمي كنند
قلب من در شهر چشمان شما جامانده است
قدر یک شب هم که شده از او پرستاری کنید>؟
ای کاش اگه کسی به دلمون پا میگذاشت
دلمون رو تنها نمی گذاشت......
ای کاش که کسی روزی دلمون رو تنها میگذاشت
رد پاشو روی قلبمون جا نمی گذاشت
یکی بود یکی نبود .....
اون که بود تو بودی ....
اون که تو قلب تو نبود من بودم.
به یاد آشنایان آشنا باش ....
به پیوندی که بستیم با وفا باش ...
همیشه به یاد تو در خاطرم هست ....
تو هم هر جا هستی یاد ما باش.
از خوش بخت ترین پسر کسیه که
اولین عشق یه دختر باشه
خوش بخت ترین دختر کسیه که
آخرین عشق یه پسر باشه
محبت مثل سکه میمونه که
اگر بیفته توی قلک دل دیگه نمیشه درش آورد
اگر هم بخوای درش بیاری باید دل رو بشکنی
به هم که میرسیم ۳ نفر میشیم:
من و تو و شادی
وقتی از هم دور میشیم ۴ نفر میشیم
:من و تنهایی ، تو و خاطرات
۵ راه عزیز تر شدن
.
.
تو که خودت عزیز ترینی دنبال چی می گردی
میگن خدا ابر رو گریه میندازه تا گل بخنده
، پس هر وقت بارون اومد یادت نره بخندی
ميشه مثل يه قطره اشك بعضيا رو از چشمت بندازي ....
ولي هيچ وقت نمي توني جلوي اشكي رو بگيري
كه با رفتن بعضيا از چشمت جاري ميشه
هميشه دوست داشتم ابر باشم.
چون ابر انقدر شهامت داره که هر وقت دلش ميگيره
جلوي همه گريه کنه
عشق گلي است
كه اگر آن را به قصد تجزيه و تحليل پرپر كنيد،
هرگز قادر نخواهيد بود كه آن را دوباره جمع كنيد
به من ميگفت :
آنقدر دوست دارم که اگر بگويي بمير مي ميرم . . . . . . .
باورم نمي شد . . . .
فقط براي يک امتحان ساده به او گفتم بمير . . . !
سالهاست که در تنهايي پژمرده ام
کاش امتحانش نمي کردم
شاید کسی رو که با تو خندیده فراموش کنی
اما کسی روکه با تو اشک ریخته هرگز
عشق گلي است که دو باغبان آن را مي پرورانند
عاشق آن نیست که هر دم طلب یار کند
عاشق آنست که دل را حرم یار کند!
بهت نمي گم دوست دارم ،
ولي قسم مي خورم دوست دارم ،
بهت نمي گم كه هر چي بخواي بهت مي دم ،
چون همه چيزم تويي ، نمي خوام خوابتو ببينم ،
چون تو خيلي خوش تر از خوابي ،
اگه يه روزي چشمات پر از اشك شده
دنبال يه شونه گشتي كه گريه كني ، صدام كن
، بهت قول نمي دم كه ساكتت كنم
منم پا به پات گريه مي كنم ،
خيلي سخته که بغض داشته باشي ،
اما نخواي کسي بفهمه ...
خيلي سخته که عزيزترين کست ازت بخواد فراموشش کني ...
خيلي سخته که سالگرد آشنايي با عشقت رو
بدون حضور خودش جشن بگيري ...
خيلي سخته که روز تولدت ، همه بهت تبريک بگن
، جز اوني که فکر مي کني به خاطرش زنده اي ...
خيلي سخته که غرورت رو به خاطر يه نفر بشکني ،
بعد بفهمي دوست نداره ...
خيلي سخته که همه چيزت رو به خاطر يه نفر از دست بدي ،
اما اون بگه : نمي خوامت
می دوني چرا وقتي ميخواي بري تو رويا
چشمهات رو ميبندي
وقتي ميخواي گريه کني
چشمهات رو ميبندي
وقتي ميخواي کسي رو ببوسي
چشمهات رو ميبندي
چون قشنگ ترين چيز هاي اين دنيا قابل ديدن نيست
گفتم بـه گـل زرد چــــــرا رنـگ منـي
افسرده و دلتنگ چــرا مـثـــل منــــي
من عاشق اويـم که رنـگـم شـده زرد
تو عاشق کيستي که هم رنگ منی
همه ي مداد رنگي ها مشغول بودند...
به جز مداد سفيد...
هيچ کسي به او کار نمي داد...همه مي گفتند
تو به هيچ دردي نمي خوري...
يک شب که مداد رنگي ها...
توي سياهي کاغذ گم شده بودند...
مداد سفيد تا صبح کار کرد...ماه کشيد...مهتاب کشيد...
و آنقدر ستاره کشيد که کوچک وکوچک و کوچک تر شد...
صبح توي جعبه ي مداد رنگي...
جاي خالي او...با هيچ رنگي پر نشد
براي عشق گريه كن ولي به كسي نگو.
براي عشق مثل شمع بسوز ولي نگذار پروانه ببينه.
براي عشق پيمان ببند ولي پيمان نشكن .
براي عشق جون خودتو بده ولي جون كسي رو نگير
براي عشق وصال كن ولي فرار نكن .
براي عشق زندگي كن ولي عاشقونه زندگي كن .
براي عشق بمير ولی دل اون رو نكش .
براي عشق خودت باش ولي خوب باش
بزرگترين گناه: سکوت...
بزرگترين شجاعت: بگويي دوستت دارم...
بزرگترين سرمايه: دوست...
بزرگترين اسرار: صداقت...
بزرگترين افتخار: عاشق شدن...
بزرگترین هنرعاشق ماندن
دوست دارم تو سیب باشی و من چاقو پوستتو بکنم
می دونی چرا
چون چاقو بخواد پوست سیب رو بکنه
باید همش دورش بگرده
اگه یه روز شاد بودی آروم بخند تا غم بیدار نشه
و اگه یه روز غمگین شدی آروم گریه کن
تا شادی نا امید نشه !
اگر از تعداد قطرات باران کم شده
و یا از قطرات اشکی که ریخته می شود کم شود یک
اندازه از رفاقت من با شما کم نمی شود .
